مدیریت استراتژیک

  1. مخاطرات تصمیمگیری را کاهش میدهد.
  2. موجب تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان میشود.
  3. دارای نگرش بلند مدت بوده و توفیق اقدامات را مبتنی بر استراتژیهای مصوب تضمین میکند.
  4. ایجاد فرصتی است برای تفویض اختیار به کارکنان و خود موجب تشویق و ترغیب کارکنان میشود.
  5. درگیر شدن کارکنان و مدیران با برنامهریزی استراتژیک تعهد و حمایت از سازمان را افزایش مییابد.
  6. راهنمای سازمان است، یعنی مسیر و جهت فعالیت ها و عملیات سازمان را مشخص میکند.
  7. به پیش بینی آینده میپردازد و دارای اطالعاتی است که برای اقدامات بلند مدت مدیران بسیار مفید است.
  8. نقش هماهنگ کننده بین برنامههای عملیاتی سازمان را انجام میدهد و اقدامات واحدهای مختلف را در یک مسیر جهت میبخشد.

سه مکتب زیرمجموعه این پارادایم هستند: طراحی، برنامه‌ریزی و موقعیت‌یابی. این مکاتب مربوط به طبیعت استراتژی می‌باشند بدین معنی که بیشتر با این مسأله سر و کار دارند که استراتژی‌ها چگونه باید به شکل قاعده در آیند و از قبل تدبیر شوند؛ نه اینکه چگونه الزاماً شکل می‌گیرند. در ادامه هر یک از این مکاتب را شرح می‌دهم.

مدل پایه مکتب طراحی
  • جمع‌آوری و نگهداری کلیه اطلاعات مورد نیاز جهت تنظیم استراتژی
  • شناسایی و تعیین اهداف سازمانی با تمرکز بر دانش، تجربیات و ارزیابی موقعیت داخلی و خارجی سازمان
  • امکان محقق‌سازی اهداف و قابلیت پیش‌بینی و تعیین موقعیت‌های آتی
  • توسعه و تدوین استراتژی به صورت گروهی و با تمرکز بر کلیه امکانات و منابع موجود

سه گروه اصلی از تکنیک‌ها و ابزارهای پشتیبان در مکتب برنامه‌ریزی وجود دارد که عبارتند از:

  1. آنهایی که محیطشان را مجموعه‌ای از متغیرها می‌بینند، بنابراین آنها را از هم تشخیص می‌دهند، دو به دو بین آنها رابطه برقرار می‌کنند و در نهایت این رابطه‌ها را مطالعه می‌کنند.
  2. آنهایی که دنیا را به صورت یک محل زیبا و پاکیزه می‌بینند و به آن به صورت یک مجموعه می‌نگرند.
جمع‌بندی مکاتب استراتژی
پیمایش به بالا